پترات / حرف مفت
زمان به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند /  قبول حقیقت سخت تر از بیان آن است /  هرکجا عشق هست، زندگى هست
لیست وبلاگهای ایرانیان جهان
فروردین 1387
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
آرشیو
موضوع بندی

جودی ابوت Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 18 خرداد ماه سال 1386
خواب دیدی خیر باشه ...

 

پاک کن راحت شو

پترات : خودمونیم احمدی جون دمت گرم عجب حرفی زدی
ا / ن : من حرف زیاد میزنم منظورت کدومشه ؟
پترات : بابا همین که میخوای نسخه اسرائیل و آمریکا رو بپیچی دیگه ...
ا / ن : حالا کجاشو دیدی ... اینها که کفنشون را هم آماده کردم ...
پترات : تو دیگه کی بودی مردم خبر نداشتن ... خوب اینهمه وقت کجا بودی ؟
ا / ن : الف جایی دارد و نقطه مکانی !
پترات : حالا شما الفی یا نقطه ...؟
ا / ن : جفتش
پترات : جدی میگی ؟
ا / ن : مگه من با کسی شوخی هم دارم ... حالا اومدی وبلاگ من یه پیغام دادی دیگه پسر خاله نشو....
پترات : آخه خیلی دوست دارم بدونم که چه جوری این کار رو میکنی
ا / ن : مثل آب خورن اصلا من به دنیا آمدم برای از بین بردن
پترات : آفرین .  خب ... می گفتی
ا / ن : نپر تو حرفام اونی که باید بپره تو حرفا منم نه تو
پترات : اکی
ا / ن : خودتی .... من تا این دشمنا هستن که روبراه نیستم !
پترات : حرفت رو بزن
ا / ن : اولش تصمیم داشتم با لودر و بولزودر بدم آمریکا و اسراییل را صاف کنن بعدش هم تمام کشورهایی که به من میگن بالای چشمم ابروست ... اما از اونجایی که کشورمون تحریم کردن کسی به ما آدامس هم نمی فروشه چه برسه مهمات !
ببخشین منظورم همون سلاح سرده !

پترات : خوب این که کاری نداره ...خیر سرت اینهمه جوون بیکار داری خوب بده کنتراتی صافش کنن ...
ا / ن : اون برای۲۰ - ۳۰ سال پیش بود الان دیگه کسی پــــ ... ـــن هم بارمون نمیکنه !
پترات : عجب ... خب می گفتی ..؟
ا / ن : آره خلاصه از اونجایی که ما فقط حرف می زنیم و در عمل هیچ پخی نیستیم ... مثل خ ر موندیم تو گل ... حالا خدا رو شکر دیشب یه خوابی دیدم که تو خواب راه و چاره را پیدا کردم !
پترات : خواب دیدی خیر باشه ...
ا / ن : می خوام بگم تمام نیروها رو بسیج کنن هرچی نقشه جهان هست جم کنن بیارن اینجا بسوزونیم جاش یه نقشه جهان بدیم که فقط ایرون توش باشه ...
پترات : آفرین .... اما فکر نمی کنی ...
ا / ن : من اگه فکر می کردم مملکت رو به این حال و روز نمینداختم ... بعدش مگه یادت رفته که ما دانش هسته ای داریم ... خوب قراره که در آینده با بمب هسته ای  این کار را بکنیم ...
پیش پیش کشورها را از نقشه دنیا حذف می کنیم !
پترات : زکی !
ا / ن : اونم نیستم .... حواست رو جمع کن پر حرفی نکنی وگرنه میدم فیلتر پیچت کنن ... حالا علی الحساب یدور کلاغ پر برو ... تا بعد !
پترات : نه راحت باش تو کار خودت رو بکن شتر دیدی ؟ ندیدی !


یکشنبه 13 خرداد ماه سال 1386
لطفا از خر شیطون بیا پایین !

محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران بار دیگر بر آنچه «ضرورت نابودی اسراییل» می خواند تاکید کرد و گفت که «به زودی» دنیا شاهد نابودی کشور اسراییل خواهد بود. رادیو فردا

یکی نیست به این بابا بگه تو لطفا کاری به کار اسرائیل نداشته باش ... یکبار حرف زدی حداقل سه ماه وقت برد تا ایل و تبارت موضوع را به گونه دیگری توجیه کنند ... این دفعه مثل دفعه قبل نیست ... یک وقت دیدی دستی دستی کار دست مردم دادی ... آقا اگر اسرائیل موشکهاشو بفرسته بالای سر مردم ما . آنموقع که دیگه دیره . خودت جای گرم و نرم داری و حقوقت هم که سر وقت می گیری مردم ما می مانند و بدبختیهاشون ... تو رو خدا دست از لجبازی بردار اجازه بده مردم  به درد خودشون بمیرند ... حالا گیرم که اسرائیل را هم از بین بردی فکر می کنی مشکل همین یکیه ... مشتی !  انگار تو قسم خوردی که با دیگران کار داشته باشی و هی دنیا رو انگلک کنی ... حالا تو این اوضاع و احوال که آمریکا در مورد مسائل هسته ای مملکت را نشون کرده واقعا وقت این حرفهاست ... کاش حرفی میزدی که میتونستی به آن عمل کنی اینجوری حداقل آدم نمی سوخت ... الان با این حرفات فقط داری آسایش از مردم ما می گیری تنها کاری که در این مدت کوتاه مسئولیتت خوب از عهده آن برامدی ...

 لطفا از خر شیطون بیا پایین !


پنجشنبه 10 خرداد ماه سال 1386
باج به دشمن ؟

این روزها اخبار جاسوسی ایرانی - آمریکایی ها کم و بیش هم از رسانه های داخلی و هم بیگانه شنیده می شود ... اتهام و پافشاری دولتمردان ایران به جاسوس بودن آنها و رد تمام این اتهام ها از طرف آمریکا ، ...
از آنجا که آمریکا کم و بیش تمایل به دخالت در امور کشور ما دارد و همچنین سالیانه مبلغ هنگفتی را بابت تحقیق و برنامه ریزی برای کشورمان خرج میکند مساله فرستادن جاسوس و خبرچین به کشورمان چندان دور از انتظار نیست ...
همه ما در جریان ورود سربازان بیگانه برای جاسوسی به آبهای ایرانمان هستیم اقتدار مرزبانان ما جای تقدیر دارد آنها واقعا به عنوان مرزبان آنچه را باید انجام می دادند انجام  دادند ... از ابتدای دستگیری سربازان رد اظهارات مقامات ایرانی توسط انگلستان و آمریکا و تهدید آنها به آزادی اصطلاحا گروگانها به حدی شدت یافت که دولتهای مقابل ضرب الاجل آزادی بدون قید و شرط سربازان را اعلام کردند و متاسفانه رئیس جمهوری ما هم بدون اتلاف وقت این سرباران را راهی کشورشان کرد . بنده با آزادی آنها هیچ مخالفتی ندارم مهم واکنش مسئولان ماست که وجود ترس از عقوبت دستگیری سربازان در ذهن تداعی کرد .  کاش رئیس جمهور ما صبر می کرد تا این ضرب لاجل تمام می شد و پس از آن آز رافت و بخشش حرف میزد ... در نهایت دیدیم که تمام این جنجالها پس از برگشت سربازان رنگ و بوی پیروزی برای رقیب پیدا کرد . اینجا بود که آرزو کردم کاش مرزبانان دلیر ما ورود سرباران خارجی را زیرسبیلی رد می کردند و باعث این سرافکندگی نمی شدیم ...
و حالا در مورد ایرانی - آمریکائیها نیز چنین است و شاید هم وخیمتر. مطمئنا در آینده شاهد تهدیدهای امریکا خواهیم بود . چون آنها می دانند که تهدید ایران کارساز خواهد بود. اما امیدوارم که این مسائل باعث نشود که دشمنان را بد عادت کند ... چون آنوقت است ملت ما اسم اینکار را باج دهی به دشمن خواهند نهاد .


دوشنبه 7 خرداد ماه سال 1386
وقتی همزبان داری دیگر تو غریب نیستی ...

 

                                                

 

درود بر شما دریا نشینان ....

این روزها بدجور دلم هوای بندر کرده . خیلی مایلم یکبار دیگه دست پخت مادرم را بخورم ... مادرم دستپخت خوبی داره قلیه ماهی .... وای دهنم آب افتاد عزیزان در اینجا که ما زندگی می کنیم خبری از نانوایی نیست .... اینجا مهیاوه و سوراغ گیر نمیاد ... اینجا ماهی سوری نیست ..... اینجا مغ هم نداره دلم برای رطب یک ذره شده .... خسته شدم از غذای تکراری و آماده .... اینجاست که قدر کله پاچه را می دانی ....

همینجوری هوس کردم یکبار دیگه بندر بودم و از بوی شب بوهای وحشی دشتهایش مست می شدم ...

نمی دانم شما در کنار مادر بودن را حس می کنید یا نه ... هیچ چیز و هیچکس جای او را نمی تواند پر کند .... فقط مادر است که صورتش با قلبش همصدایی می کند ... یکرنگ و یکدل

مادرم دوستت دارم و تو را از دور می بوسم ...

عزیزی ایمیل داده بود او هم مثل من از خاکش دور است و از دوری رنج می برد ... من احساس می کنم نزدیکی به فاصله نیست چه بسا هستند کسانی که در ایرانمان و بندرمان زندگی می کنند اما از من بیشتر احساس غربت می کنند ... این دلهاست که باید به هم نزدیک شود این قلب است که باید به عشق وطن بتپد وقتی همزبان داری دیگر تو غریب نیستی ...

اُمید اُمه که همشهریونُم همیشَه سالِم و سَلامت بَشِن و درقدرمُم و بپُخو قبل ازایکِه دیر بَشِت بُدونِن .


یکشنبه 6 خرداد ماه سال 1386
هنگام بارش باران

باران

نمیدانم چرا هنگام باریدن باران این حس را دارم . حسی عجیب ، آرامش خاصی تمام وجودم را می گیره صدای باران همانند موسیقی گوشنواز روح و روانم را نوازش میده ... همه عاشق بارانند و آنرا پیکی از جانب خدا می دانند که با خود پیغامی دارد ... پیغامش چیزی جز آبادانی و حیات دوباره نیست ...  اگر هم گهگاهی شاهد سیل و ویرانی هستیم عیب از فرستنده نیست ماییم که با از بین بردن طبیعت باعث و بانی این خرابیها می شویم ... خدایا این قدرت را به ما بده تا نعمت بیکرانت را شکر گوئیم و لحظه ای از یادت غافل نشویم زیرا غفلت از تو گم کردن راه رستگاریست .


   1      2    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 19368


Powered by BlogSky.com