  
سلام دوستان خوبم....ازاینکه با تأخیر خدمتتان میرسم پوزش می خواهم . معمولان همه ما فیلمهای ایرانی را می بینیم ومسلما هم از دیدن فیلمهای اکثرا پر محتوا وزیبای ایرونی لذت می بریم . از آنجا که درایران ما همیشه تمایل جامعه به مواردی که قوانین باعث ممنوعیت آن بوده به شکل و رنگ دیگری نمایان می شود ... در فیلمها و سریالها هم خود را در بعضی اوقات نشان می دهد . تصویر یک محیط به اصطلاح رمانتیک در کافی شاپ و یا رستوران با نواختن گیتار یا پیانو و میز مشتریان که نوشیدنی آنها دلسترهای شیشه قهوه ای و سبز است .... احساس میکنم این می تواند یک فریاد باشد... می خواهیم بعد از یک روز و یا هفته پر مشغله با پول و وقت خود راحت باشیم ... بنوشیم و شاد باشیم و لحظه ای هم از فکر و مشغله کار و غم روزگار فاصله بگیریم ... ببینم اصلا مگرقراراست مسئولان در آخرت بجای ما حساب و کتاب پس بدهند که تا جزئی ترین مسائل مردم وارد می شوند . مگر مردم ما نمیدانند که چه چیزی خوب و چه چیزی بد است ... ماهواره نبین ... موهایت را بپوشان ... این را بخور آن را ننوش ... و و و انسان دارای عقل و شعور است و آزاد به دنیا آمده و می تواند به میل خودش فکر و زندگی کند ... مردم ما از با فرهنگ ترین اقوام تاریخ هستند روزگاری ما به دنیا یاد می دادیم که چگونه آزادانه می توان زندگی کرد . اما یکباره چه اتفاقی افتاد که برای کوچکترین مسائل روزمره خود نیاز به قیم داریم ؟
|