
درود بر شما ... مطالبی را خدمت شما عرض می کنم که مدتی است فکر مرا به خودش مشغول کرده ... یک لحظه نقشه جهان را ببینید ... آرزو می کنید کجای این کره خاکی زندگی می کردید ؟ شرق .... غرب .... شمال.... یا جنوب ؟ لابد شما هم دوست می دارید در کشوری زندگی کنید که در رفاه باشید ... اصلا رفاه چیه ؟ آزادی یعنی چه آیا ما از آزادی لخت شدن و عرق خوردنش را می دانیم ؟ بی تعارف می خواهم نظر شخصی خودم را بگویم ... چقدر به آدمی زور می آید که با این همه سرمایه و معادن خدا دادی و سود سرشار از فروش نفت و گاز هنوز مردم ما درگیر تامین حداقل های زندگی هستند ... به یقین از وضعیت اسفناک بیمارستانها و درمانگاه های مملکت ثروتمندمان مطلع هستید حالا بماند که اگر مریض پولی در بساط نداشته باشد با چه مصیبتی روبرو خواهد شد ! آموزش و پرورش هم که خدا بدهد برکت ! شهردار را رئیس آموزش و پرورش می کنند آب از آب تکان نمی خورد ... دبیر ریاضی زبان انگلیسی تدریس می کند ... در بسیاری از مدارس ما هنوز آب خنک و سرویس بهداشتی مناسب نیست حالا چه انتظار داریم که در کلاسهای درس فرزندانمان از پیشرفته ترین کامپیوترها و وسائل آزمایشگاهی استفاده کنند ؟ اینها فقط ۲ تا از بی برنامگی و بی مسئولیتی مسئولین ماست که احتمالا هر نفر از شما بیشتر از ستاره های آسمان این ناهماهنگی را در مملکت گل و بلبل خواهید یافت ! مسئولان ما از پیشرفت فقط اسم آن را شنیده اند و فکر می کنند فقط { انرژی هسته ای } حق مسلم مردم ماست ... مگر نفت که حق ما بود توانست دردی از دردهایمان را دوا کند که شما دنبال دیگر وسائل رفاه مردم می گردید ؟ چه چیزی باعث شده کشورهای همچون کانادا و نیوزلند و خیلی از کشورهای اروپائی با سرعت برق در حال پیشرفت ... امنیت ... و رفاه باشند تا حدی که درمانگاههای دورترین روستاهایشان از مجهزترین بیمارستان پایتخت ما پیشرفته تر و کارآمدتر باشد و ما هنوز اندرخم یک کوچه باشیم ؟ کاش نفت و معادن ما مال آنها بود اما رفاه اجتماعی و امنیت خاطر آنها را داشتیم ... |