
در مملکت ما تنها چیزی که برای مسئولان اهمیت ندارد وقت مردم بیچاره است انگار مردم ما را آفریده اند برای وقت کشی ! از الافی داخل ادارات و سازمانهای دولتی گرفته تا صف بنزین و نانوایی و حتی در چهار دیواری خونه این ماجرا گریبان گیر آنهاست … مدتی است که سریال بی محتوای چهارخونه از کانال سه سیما پخش می شود … شما از هفتاد قسمت آن نمی توانید حتی یک قسمت جالب و سرگرم کننده پیدا کنید … با پخش این سریال توهین مستقیم به زبان افغانها می شود که آن هم خود جای حرف و بحث دارد … خودمانیم چه رویی دارند دست اندرکاران صدا و سیمای ما صد رحمت به سنگ پای قزوین … شما که توانایی ساخت سریال طنز را ندارید … لااقل مستند رازبقا را پخش کنید ! اینجوری مردم را از بلاتکلیفی بیرون می آورید …چیزی که در این سریال دستگیر آدمی میشود اینست که سوژه کم آورده اند و دست به دامن هر موضوع و شخص می شوند تا داستان را کشش بدهند . خدایی وقتی میبینم آقای لولایی یا شفیعی جم و یا جواد رضویان که بلاخره قدمت زیادی در سیما و طنز دارند اینطور به در و دیوار می زنند که سریال را سروپا نگاه دارند و موفق نمی شوند که هیچ حتی به اعتبار قبلی خود هم لطمه می زنند افسوس می خورم … انگار قسم خورده اند که این سریال را نود قسمتی کنند … شما سریال با محتوای طنز درست کنید بجای هر شب هر هفته یکبار پخش کنید یا بجای نود قسمت نه قسمت باشد چه اشکال دارد؟ آخر انصافا این بابای افغانی که همش هم خاطره بی سر و ته تعریف می کند چه جایی در این سریال دارد البته من احساس می کنم از آنجا که او زبان عامیانه افغانستان را به آنها یاد می دهد مجبورند او را هم قاطی این سریال کنند … بلاخره بیننده هم باید او را تحمل کند به روایتی آش و کشک خالشه ! چه میدانم ممکن است شبکه سه سیما را به مملکت افغانستان فروخته اند و ما ها سرکاریم ! البته این کم آوردن ها در خیلی از سریالها به چشم می خورد که گل یا پوچ یکی دیگر از این داستانها بود که دست اندرکاران آن زود متوجه موضوع شده و سریعا جمع و جور کرده و در آنرا تخته کردند ! حالا بماند که آن سریال خود داستان بودار سیاسی در قالب طنز داشت و برای آقای اکبر عبدی باید متاسف بود که خود را وارد آن داستان کرد … خلاصه کلام اینکه بنده این حرکت از هزاران حرکت بی معنای صدا و سیما را توهین به شعور بیننده می دانم .
|